X
تبلیغات
Madian/Archaeology - پوشاک مصر باستان
مقاله های باستان شناسی

((آغاز سخن))

گذار از مدخل آشنایی با وضعیت تولید پوشاک و عناصر پوششی- اعم از انواع تن پوشها سر بند ها ، کلا هها، تا جها ، زیورآلات ، پای افزار ها و شیوه های آرایشی مو و صورت و..... از عصر نوسنگی در خاور نزدیک ، تا تسلط پار سها بر بین النهرین و مصر- امکان آن را فراهم می آورد تا به ریشه یابی نکات و نقاط اصلی و کم رنگ ارتباط و اشتراک و افتراق تمدن بزرگ و به یاد ماندنی مصر باستان در عرصه جهانی پی بریم و عبرت دل و جان از این تمدن در سینه خود آشکارا معنا کنیم؛

مطالعه تطبیقی و تحلیلی چگونگی تاثیرات و عوامل گوناگون شکل گیری عناصر پوششی می تواند ما را با نحوی معیشت اقتصادی، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، علمی و دیگر امور نهفته و نخوانده این تمدن آشنا و رهنمون و راهنما باشد چنان که خواهیم خواند در پس هر معنای علمی یافته شده که به پوشش این تمدن ارتباط داشته باشد به زیر شاخه های تحلیلی  مردم شناسی، زمین شناسی ، زیست بوم شناسی ، انسان شناسی ، اقلیم شناسی و ... تقسیم بندی شده که هر کدام این پوشش ها را به نحوی مورد بررسی قرار داده و به نتایج جالبی دست یافته اند که هر کدام در جا ی خود قابل تامل و تفکر اند.

باری ما با دردست داشتن این علوم محکمه پسندکه پوشش تمدن بزرگ مصر را تائید می کنند می توانیم به جنبه های مختلف زندگی بشر ساکن در مصر که دارای مشاغل  و فعالیت ها ی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ، مذهبی ، و.....بوده دست یابیم وهرکدام را درجایگاه خود که دارای پوششی خاص به خود بودندرا مورد مطالعه و تطبیق تحلیل قرار دهیم و در زمینه پوشش و ارتباط این پوشش با تمدن هم جواروهم عصر خود میان رودان راکه درجوامع علمی مطرح شده و ارتباط این دو تمدن را به اثبات رسانیده اند پس با توچه به این گفته ها به باز نمایی زوایای تاریک تاریخ وتمدن مصرباستان ومیان رودان بپردازیم؛

در این تحقیق سعی بر این شده است که به زوایای پیچیده پوشش و نحوه ی استنباط و الگو بر داری ارتباطی این تمدن با تمدن هم عصر خود یعنی میان رودان با توجه به علم روز توجه وافی و کافی صورت بگیرد تا قدمی خواه کوچک در معرفی این دو تمدن بزرگ برداشته شده باشد؛

 ((منظری بر دو تمدن عظیم))

جغرافیای طبیعی بین النهرین

یکی از تمدن های باستان و سر منشاء تمام تمدن های دنیا سرزمین بین النهرین است که در عراق کنونی واقع شده است میان رودان و یا بین النهرین به وسیله دو رود پرآب دجله و فرات مشروب می شود  از این رو به این سرزمین بین النهرین و یا میان رودان می گویند این دو رود از کوهستان های ارمنستان سرچشمه می گیرند  و با فاصله زیادی از یکدیگر و با سرعت زیاد پس از گذشتن از معابر عمیق وارد جلگه بین النهرین گشته و پس از مشروب نمودن آن قسمت شما عراق به طرف جنوب عراق سرازیر می گردند .

به واسطه ی این دو رود جلگه بین النهرین شکل می گیرد که این جلگه از مشرق به فلات ایران و کوههای زاگرس و از مغرب به صحرای تار(یا صحرای شام) محدود می شود در شمال بین النهرین با فلات آسیا صغیر واقع شده است که تا حدودی از نظر وضعیت طبیعی شبیه فلات ایران است به طور کلی بین النهرین از دو تقریباً متمایز شمالی و جنوبی تشکیل شده است دامنه کوههای شمال شرقی که خود از سلسله جبال زاگرس است که به رشته کوههای تاروس می پیوندند و مرتفع ترین قسمت آن در مرز بین ایران و ترکیه و عراق قرار گرفته و قسمت جنوبی ، شامل سرزمینهای پست مرکزی و زمینهای با تلاقی نزدیک دهانه خلیج فارس می باشد

در جنوب بین النهرین اقتصاد کا ملا ً به رودخانه و طغیانهای سالیانه آن بستگی دارد یکی از خصوصیات این قسمت ، وضعیت خاص طبیعی و آسانی مجزا سازی در این منطقه است . این کاری است که از زمان سو مریان – اقوام ساکن در این قسمت – طوایف و گرو ههای مختلف انسانی را به خود جلب کرده است .در قسمت های دیگر بین النهرین نیز اقتصاد تا حدودزیادی متکی به جریان رو دخانه ها بوده است . در شمال بغداد ، یعنی بین النهرین مرکزی رو دخانه های دیاله و زاب کوچک و بزرگ و همچنین رو دخانه خابور سبب ایجاد نظم اقتصادی خاصی می شوند . در شمال بین النهرین هوا سر دتر و زمستانهای با برف زیاد همراه است . فصل گرما نسبتاً کو تاه تر و در بیشتر قسمتهای زراعت دیم نوع اصلی کشاورزی بوده است . در این قسمت درختان میوه در مقابل تغیییرات جوی مقاومت بیشتری دارند .

از نظر جغرافیای نظامی سرزمین بین النهرین را باید سرزمین باز نامید . زیرا بر خلاف مصر که از هر طرف بسته است دسترسی به قسمتهای مختلف بین النهرین آسان است . به حیث فرهنگی نیز بین النهرین بر عکس مصر که تا مدتها در انزوا به سر می برد از مرا وده فرهنگی در زمینه های مختلف با مناطق مجاور تا حدود بسیار زیادی بر خوردار بوده است . این ارتباط فرهنگی در دوره  های پیش از تاریخ با مناطق نزدیک و از آغاز دوره نوشتاری بر اساس شباهتهای ظاهری و کاربرد مشابه بر خی پدیده های صنعتی ، با مصربه طور مستقیم بر قرار بوده است . از آنجا که دوره های اسکان و به خصوص دوره اول با کاربرد سفال توأم بوده است ، یکی از را ههای اثبات وجود ارتباط بین النهرین با سرزمینهای مجاور ، نوع ، فرم ، نقش و تکنیک به کار رفته در سفال است.

 باستان شناسی بین النهرین و تاریخ آن

 در باره بررسی فرهنگها و تمدنهای پیش از تاریخ بین النهرین تا اندازه ای این توافق حاصل شده است که از نظر کلی می توان دورانهای مختلف را براساس دو اصل تقسیم بندی نمود:

1- بر اساس آثار مادی باقیمانده که بر مبنای تکنولژی است .2- بر اسا س نحوی زندگی . تقسیمات ادوار مخلف فرهنگی و تمدنی پیش از تاریخ در بین النهرین و به عبارت کلی در جهان ، براساس آثار مادی ، که طرفدران بیشتری دارد و به چهار دوره اصلی تقسیم شده است که عبارتند از : 

1- پارینه سنگی  که خود شامل سه دوره قدیم و میانه و جدید است2- میان سنگی . 3- نوسنگی 4- دوره فلز که شامل مس ، برنز ، و آهن است که در بین النهرین می توان نشانه ها انسانی و ادوار  تمدنی و آثار مادی بر جای مانده از این ادوار را از دوره نوسنگی یعنی از 8000 هزار سال ق.م جستجو کرد که هر کدام به جای خود قابل تامل و تفکر است

صنعت نساجی وتولید پوشاک در بین النهرین باستان

در دورانهای اولیه  در بین النهرین معمولاً لبا سها و پارچه ها یی را که برای اجرای نمایشهای زورآزمایی یا شرکت در مراسم زیارتگاهها می پوشید ند ، پس از مصرف ، نگهداری نمی کردند و دور می انداختند . به همین دلیل ، از پارچه های دوره های اولیه اطلاعات چندانی در دست نیست . مهم ترین و اصلی ترین مواد خام مصرفی برای تولید پوشاک ، در بین النهرین ، پشم است. در میان کتیبه های تاریخی این سرزمین به نمونه هایی برمی خوریم که درآنها از منسو جات

گوناگون با کیفیتهای کا ملاً متفاوت صحبت شده است ؛ این جنس های ارزان قیمت برای نوکران و غلامان تا جنسهای گران قیمت برای خانواده سلنطنتی و درباریان از نقش بر جسته های بر جای مانده می توان دریافت که لباسهای پادشاهان و درباریان با نقوش بر و دری دوزی شده بسیاری تزئین می شدند. لباس آنان خصوصا در ابتدای تاریخ ، بیشتر از پشم تهیه می شد.

همزمان با پیشرفت فرآیند بافت پشم ، استفاده از لباسهایی با پارچه ضخیم و پر تزئین که در میان سومریان رواج یافته بود ، در بابل و آشور نیز کامل تر شد . در لو حهایی که اصطلاحاً « کاپادکیه » ای گفته می شوند بکرات از پارچه ها و لباس های پشمی نام برده شده است و این صنعت چنان از اهمیت فو ق العاده بر خوردار است که در بابل ، اصنافی برای بافندگان پشم و در درجه دوم برای بافندگان کتان – که مقدار زیادی پارچه تولید می کردند – تشکیل شده بود . با تاسف باید گفت که بر اثر رطوبت خاک بین النهرین که در مقایسه با خاک مصر خیلی بیشتر است ، هیچ نمونه سالمی از این منسو جات باقی نمانده است.

یکی از انواع پارچه یا لباس پشمی که در بین النهرین معروف و متداول بود کنکس ( کوناکه ) بوده است این اصطلاح در ابتدای برای طرح خاصی از لباس به کار می رفت ، اما به تدریج با متداول شدن این طرح اصطلاح ، در ابتدا برای پارچه های پشمی به کار رفت . این پوشش ، از هزاره های سوم پیش از میلاد باب شد . از 2700 ق.م تا قرن چهارم پیش از میلاد ، پوست گوسفند که برای دامنها و لباس های بلند مورد استفاده قرار می گرفت ، کنار گذاشته شد و جای خود را به کنکس داد؛

 مصر باستان و شرایط باستانی و جغرافیایی طبیعی آن

هردوت  مصر را« هدیه نیل » نامیده است . این واقعیتی است کتمان ناپذیر . اگر سرزمین مصر را به یک گیاه تشبیه کنیم

رود نیل چون ساقه ای است که مواد لازم حیاتی را از طریق ریشه خود که کیلو متر ها دورتر در جنوب مصر قرار دارد به سایر اجزای این گیاه ، منطقه دلتا ، و شاخ و برگهای آن ، کا نالهای طبیعی و یا ساختگی است که به برکه های طبیعی و مصنوعی متعدد می ریزد . غنچه این گیاه را باید دریاچه فیوم تصور کرد مصریان باستان ، حاشیه باریک اطراف رود نیل و کانا لهای منشعب از آن را خاک  یا زمین سیاه و بقیه مصر را خاک یا زمین سرخ می نامیدند .منظور مصریان باستان از خاک یا زمین سیاه منطقه حاصلخیز بوده است که خاک آن به وسیله رسوبات املاحی که طی طغیانهای منظم سالیانه نیل به مصر آورده می شد بارو می گردید . مرز بین این دو زمین یعنی زمین سیاه و زمین سرخ تا به اندازه مشخص است که شخص می تواند به گونه ای بایستد که یک پایش روی زمین سیاه و پای دیگرش  روی زمین سرخ قرار بگیرد . سرزمین مصر ، که نام آن از کلمه آیجیپتوس که احتما لا یکی از نا مهای قدیمی شهر باستانی ممفیس بوده و هکوپتاه خوانده می شده است گرفته شده و در گذشته به دو منطقه مصر سفلی ( شمالی ) و مصر علیا ( جنوبی) تقسیم می شده است . محل دقیق مرز بین این دو منطقه هنوز مشخص نیست ، اما مرکز مصر علیا هیراکوپتو لیس و مرکز مصر سفلی ابتدا به بکو و بعد ممفیس بوده است هر یکی از دوقسمت مصر به ایالات کوچکتر تقسیم شدند که آنها را نوم و مصر سفلی که به آن تو مهو می گفتند شامل منطقه دلتای رود نیل بود و بیست ایالات داشته است اولین ایالات مصر علیا نوم الفانطین و بیست دومین نوم سرخ و تاج پادشاهان سفلی سفید رنگ بوده است هنگامی که این دو منطقه تحت فرمانروایی فرعون و واحدی قرار می گرفت و عنوان تاج ترکیبی به سر می گذاشتند در و ضعیت رود نیل که چون وریدی، عصاره حیات را به سرزمین مصر می رساند همه ساله در زمان و وقت معین تغییراتی پدید آورد که اهمیت به سزایی در زندگی و عادات و رسوم فلسفه و مذهب مصر دارا بوده است هر سال در وقت معینی ، در اواخر ماه مه ( برابر با اردیبهشت ) حداقل آب در بستر آهکی رودخانه جریان پیدا می کند و در طی ماه ژانویه ( بر ابر با ماه خرداد) سطح آب به با لاترین حد خود می رسید و به همین حالت تا اواسط ژولای ( برابر با تیر ماه) باقی می ماند در اوایل آگوست برابر با شهریور رو دخانه نهایت طغیان سالیانه خود را دارد و از این ماه به بعد به سطح آب شروع به پایین رفتن می کند تا در اول ماه می به پایین ترین سطح ممکنه خود می رسد کی از دلایل تغییر ناپذیر یا کم پذیری فرهنگ مصر در طی ادوار مختلف به سبب همین تغییرات منظم رود نیل باید دانست از عوامل دیگری که در به وجود آمدن نوع خاص فرهنگ و فلسفه مصر باستان از همین اهمیت خاصی برخوردار است حقیقت مرگ و زندگی است که مرز بین آن دو در سرزمین مصر به صورت زمین سیاه و زمین سرخ به خوبی مشخص می باشد تاثیر این دو عامل را رد هنر مصر می توان به این صورت بیان نمود که هر چند که هنر مصر یک هنر ی بومی و محلی است ولی روح آن بر پایه فلسفه مرگ و زندگی قرار دارد رودخانه نیل علاوه بر کشاورزی به عنوان شاهراه ارتباطی قسمت های مختلف مصر نیز بوده است تا قبل از سلسله های جدید که اسب و ارابه مورد استفاده واقع نمی شد تنها وسیله ارتباط شمال و جنوب مصر به همین رو خانمه بوده است تغییرات سالانه نیل در زمان معینی سبب گردید که مصریان اولین و یا جزو اولین اقوامی باشند که تقویم را تدوین نمودند .  در تقویم مصریان سال به سه فصل و هر فصلی به چهار ماه تقسیم می شد.

تاریخ مصر باستان

در مصر ، تاریخ از زمانی آغاز می گردید که از خط برای ثبت احوال و نوشتن آرا و عقاید استفاده شده است در این دوره طو لانی را کاهنی به اسم منتو ( یا منتوس) که در دوران بطلمیوسها و در حدود سال 250ق.م می زیسته است که از سی ویک سلسله که بر مصر حکومت کرده اند به صورت تاریخی تدوین کرده و به دوره سلسله گذاری معروف است و به وسیله باستان شناسان نیز مورد قبول واقع شده است و به آن استناد می نماید این دوره سلسله گذاری به ادوار کوتاه تری تقسیم شده که عبارتند از : 1- سلسله های عهد عتیق 2- سلسله های شاهنشاهی کهن  3- دوره فترت اول 4- سلسله شاهنشاهی میانه 5- دوره فترت 6- سلسله های شا هنشاهی نوین 7- شاهنشاهی نوین مؤخر 8- دوره نوین 9- دوره بطلمه 10- دوره رومیان  دوران های فرهنگی قبل از تاریخ مصر را نیز دوره پیش سلسله می نامند که آن نیز به نوبه خود دارای تقسیماتی است .

   صنعت نساجی و تولید پوشاک مصر باستان

صنعت نساجی و تهیه پوشاک در مصر باستان بسیار شکوفا و پر رونق بود و حتی امروزه مصر در صنعت نساجی – به خصوص تولید نخ – از مناطق ویژه جهان محسوب می شود و از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است در مصر ، ریسندگی و بافنگی صنایع پیشرفته ای بودند مصریان از ابتدای دوره سلسله گذاری ( حدود 2900ق.م ) انواع تکنیک های بافت ریز و فرشوده را که امروزه با آنها آشنایی داریم ، به خوبی می شناختند گرچه بافت کتان با نخ هایی که یک درمیان از لای هم عبور می کرد متداول ترین روش بافت بود کتان های بافته شد حتی در مقایسه با کتان هایی که امروزه از بهترین نوع گیاه آن در مصر تولید می شود کیفیت عالی تری داشت و ظرافت آنها به اندازه شصت و پنج تار در هر سانت و 50 پود در یک سانتی متر بود برخی از منسو جات به دست آمده از مقبره « توت – آنخ- آمون » به اندازه 32>< 112  نخ در سانتی متر می رسید .

قدیمی ترین دستگاه های بافندگی آنها افقی بود حدود 1600ق.م دستگاه بافت عمودی به جامعه مصریان عرضه شد که به بافنده امکان می داد که تا فاصله کمتری با چله داشته باشد ظهور دستگاه عمودی در این تمدن با ظهور انواع جدیدبافت مقارن شد که احتمالاً همانند دستگاههای افقی از آسیای غربی وارد کرده بودند انواع نخ های ریسیده شده مصر بدون شک در جهت s  خلاف جهت عقربه های ساعت تابیده شده بود زیرا گیاه کتان هنگام خشک شدن به طور طبیعی در همین جهت گردش می کند با وجود این نخ هایی نیز در جهت z  موافق جهت عقربه های ساعت به دست آمده است بر طبق نقش برجسته هایی که متعلق به شاهنشاهی میانه است ریسندگان از سه روش متفاوت استفاده می کردند روش اول از سایر روشها ابتدایی تر بود در آن روش از یک تیر ثابت برای تابیدن نخ استفاده می شد و به ویژه برای پشم بسیار رایج بود این روش سیر منطقی پیشرفت ریسندگی با دست را نشان می داد روش دوم با استفاده از تیرک چنگالی صورت می گرفت و از طریق آن با مواغقت کم ولی یک نواخت به دست می آمد معمول ترین روش که تیرک آویزان نام دارد از این روش نخی بسیار ظریف و مقاوم می ساختند .                  

    اقلیم و پوشش

یکی از قدیمی ترین عواملی که همواره در کیفیت و چگونگی تولید و طراحی پوشاک در سراسر جهان موثر بوده اقلیم است . واژه اقلیم معادل جغرافیای طبیعی و شرایط جوی در یک محدوده از زمین در نظر گرفته می شود و بدین لحاظ تفاوت های عمده بین سرزمین های بین النهرین و مصر باستان وجود دارد سبب ظهور اختلافات مشخصی در شکل لباس های هر یک و پارچه های به کار رفته در پوشاک آنها شده است البته در بین النهرین به دلیل وجود اختلاف ارتفاع – در شمال مرتفع و در جنوب دشتهای مسطح – آب و هوای متفاوتی را در شمال و جنوب آن به وجود آورده اما رطوبت در این سرزمین نسبتاً عاملی فراگیر است و فقط منشاء آن تغییر می کند به نحوی که در شمال منشاء آن بارندگی و در جنوب طغیان رود خانه های دجله و فرات است .نوع خاک مصر بر خلاف بین النهرین نرم و فاقد سنگ لاخ بوده است واکثر این گسترده را شنزارهای خشکی تشکیل می داده که تنها جریان هستی بخش در آن،رود نیل بود  این رود ،در طول تاریخ ،برای مصریان به مثابه همه چیز بوده است تمدن بزرگ مصر حکومت سی سلسله ی فراعنه ی عهد باستان گیاهی چون لوتوس و پاپیروس ، وفور نعمت های زمینی منبع غذایی و بسیاری موارد دیگر......

وجود شن های روان در مصر سبب شده تا بین سند ل ها ی مصر و بین النهرین اختلاف طراحی پیش آید البته عمدتاً ساختار اصلی یکسان بوده و هردو از حلقه ای برای انگشت بزرگ پا و تسمه ای دیگری که به کف سندل وصل می شد تشکیل شده است اما در اغلب موارد سندل های طبقه فرا دستان بین النهرین برگه ای برای پوشاندن پشت پا داشته وبرخی پاشنه ی سرا سری نسبتاً بلند داشته است(تصویر1-4) در حالی که سندل های فرا دستان مصر به خصوص پادشاهان و ملکه ها تخت وتفاوتشان و با سند ل های عادی در جنس آنها بود- نقره و فلزات گرانبها(تصویر2-4) طراحی های این دو سندل کا ملا مطلوب و هما هنگ با اقلیم آنها صورت گرفته است چنانکه در بین النهرین که خاک آن سخت  تر و مرطوب تر بوده و در برخی مناطق پو شیده از سنگ است سند ل های پاشنه دار طراحی شده تا پای را از سرما ، رطوبت ، و گل نرم محافظت کند از سوی در مصر که زمین آن نرم تر و معمولاً پوشیده از شن است سندل به نحوی ساخته شده که علاوه بر خنک نگاه داشتن خاک حرکت را بر روی زمین آسان سازد به علاوه می توان اساس نیاز به طراحی دستمال های سر را – که در مصر باستان فراوان و رایج بود نوع آب و هوای آن سرزمین دانست.

به خصوص در مقابل باد خیزی منطقه این دستمال – مانند کاربرد چپیه نزد عرب های امروزی – مانع نشستن شن و غبار بر روی موی آنان می شد و سر را از گزند آفتاب سوزان در امان نگاه می داشته یکی از اثرات اقلیم در تهیه پوشاک مردم عهد باستان تاثیر آن در انتخاب جنس پارچه تولید شده است در بین النهرین از آن رو که آب و هوای مرطوب حاکم بود منطقاً پوست و پشم حیوانات در صنعت تولید پوشاک کاربرد زیادی داشت  اولین نمونه های لباس در این منطقه که از پشم گوسفند و موی بز تهیه می شد و بعد ها کنکس معروف شد مناسب استفاده در این نوع آب و هوا بود. در بین النهرین جنوبی اگر چه هوا نسبتاً هوا گرم تر بود اما به دلیل هم جواری با کوهستان و زمستان های سرد آن منطقه پوشش های گرمی نیز تدارک می دیدند که عمدتاً از جنس پشم می ساختند به علاوه بز و گوسفند اولین جانوران اهلی شده این منطقه است لذا استفاده از پشم و موی آنها به عنوان ماده خام نخ ریسی امکان پذیر بود اما در مصر – بر خلاف بین النهرین – آب وهوا تغییر می کرد و شدیداً گرم بود آفتاب سوزان مصر و نیز سهولت به عمل آوردن کتان در آن سرزمین مصریان را به سوی بافت پارچه های ظریف و نازک سوق داد بافت کتان در این منطقه چندان اهمیت یافت که به صورت حرفه و مهارتی فوق العاده درآمد پارچه های کتانی به دلیل منافذ بسیار ریز شان مانع عبور شن و گرمای محیط به بدن می شد علاوه بر این اغلب لباس ها بدون آستین و یا با آستین کوتاه تهیه می شد به عبارت دیگر در این منطقه گرم سیری برهنگی در لباس ها زیاد بود(تصویر5-4) در حالی که لباس های بین النهرین پوشیدگی لباسها و تعدد آنها برای مقابله با سرما و رطوبت محیط مورد توجه قرار داشت دلیل دیگر استفاده زیاد مصریان از کتان آن بود که این گیاه در مناطق مرطوب بهتر رشد می کرد و از این رو رود نیل و زمین های مرطوب کنار آن کشت را آسان و دسترسی ارزان به این ماده ی اولیه را فراهم می کرد آخرین موردی که به عنوان تاثیر  پذیری پوشش این مردمان از اقلیم آنها می توان در این بخش ذکر کرد توجه به پوشش سر است در مصر به دلیل آفتاب سوزان و ممانعت از تابش مستقیم آن بر سر ، علاوه بر دستمال سر از انواع کلاه گیس ها استفاده می شدالبته بیش از همه زنان از کلاه گیس ها استفاده می کردند آنها مو های طبیعی خود را می تراشیدند و روی آن کلاه گیس می گذاشتند به نظر می رسد مصریان دریافته بودند که برای بهداشت و پرهیز شیو ع انواع بیماری های رایج در مناطق گرمسیری بهتر است موهایشان را کا ملا بتراشند و به این ترتیب مردان – به خصوص فراعنه – روی سر های تراشیده خود را با تاج ها و رو سری های زینتی یا نمس می پوشاندند. اما زنها به دلایلی چون زیبایی ، ممانعت از تابش نور مستقیم ، از کلاه گیس ها بهره  می جستند(تصویر6-4). در عین حال، آن سوی مرز های شرقی در بین النهرین اغلب مردم مو های طبیعی خود را نگاه داشتند و مردان و صاحب مقام بیشترین مصرف کننده ریش ها مصنوعی و کلاه گیس بودند(تصویر7-4) اما مجعد کردن مو و کلاه گیس روشی بود که درهر تمدن رواج داشت و به احتمال زیاد سلیقه ی عموم و باب روز بوده است .  

فن آوری و پوشش           

از آن رو که تولید پوشاک به مواد خام و ابزار های به خصوص نیاز دارد ، بستگی بین این هنر – صنعت و فنآوری بسیار زیاد است . بدین معنا که ، پیشرفت انسان در ساخت ابزار و تهیه مواد خام منجر به پشرفت صنعت می شود که نیتجتاً به تکامل روشهای تولید منسوجات و پوشاک می انجامد . چنانکه معلوم است ، زمانی متنوع تر خواهد بود که ابزار های دوخت و مواد خام از تنوع و کارایی بیشتری برخوردار باشد ؛ سوزن خیاطی یکی از این ابزار هاست  ابتدا ، از جنس استخوان ساخته می شد اما بعدها با فن آوری انسان به واسطه کشف فلزاتی چون مس ، برنز ، و آهن از فلز و در اندازه های ظریف تر و باریک تر تهیه و در ایجاد دوختهای پیچیده تر و تنوع در شکل و انواع در شکل و انواع لباسها ، موثر واقع شد . با وجود اینکه بین النهرین دیرتر از مصر به استفاده از سنگ و مس برای ساخت ابزارها پرداخت ، اما برنز در بین النهرین زودتر کشف شد و آهن همزمان مورد استفاده قرار گرفت . لذا در ساخت زیور آلات و ابزار های مسی ، می باید مصر را مقدم بر بین النهرین دانست . اما از نظر فن آوری بافت که عمدترین وسیله آن دستگاه بافندگی است ، به نظر می رسد دستگاههای بافندگی افقی ( زمینی ) اولین بار توسط بین النهرین ها به مصر وارد شده باشد . البته این نظر ، چندان دور از واقع به نظر نمی رسد زیرا اصلی ترین مصالح به کار رفته در آن چوب بود که در بین النهرین فراوان تر و قابل دسترس تر از مصر بوده است . با وجود چنین پیشرفتهایی ، لزوما کیفیتهای بافت و دوخت در این دو تمدن متناسب با ابزار و موادشان پیش نرفته است در طول هزاره سوم پیش از میلاد می توان بین النهرین را در کیفیت بافتها یشان برتر از مصر یان دانست اما پس از ورود دستگاه بافندگی به مصر ، آنان پیشرفت فوق العاده ای نشان دادند که دو دلیل داشت : 1ـ خواص ویژه ماده اولیه نخ ریسی که گیاه کتان بود2ـ آب وهوای گرم منطقه که آنان را وامی داشت درتهیه پارچه هایی ظریف ،سبک و نازک بکوشند . بدین لحاظ ، آنان با ابداع روشهای نخ ریسی توانستند نخهای بسیار ظریف به دست آورند. در نتیجه پس از طی دورانی نسبتاً کوتاه و به کمک دستگاههای بافندگی عمودی ( ایستاده)موفق به بافت ریزترین پارچه های تاریخی جهان شدند.

نکته دیگری که وجود ارتباط تنگا تنگ بین فن آوری و کیفتهای گوناگون پوشش را به اثبات می رساند استفاده از نوارهای بافته تزئینی معمولاً شامل بافته های ظریف و طرح دار بود که بافتی شبیه به «جاجیم بافت » داشتند . از آن رو که دستگاههای بافت افقی برای بافت این نوار ها با نقوش ظریف و متنوع  امکانات بیشتری داشت . و نیز از آن رو که این دستگاههای در بین النهرین از سابقه و کاربرد گسترده تری برخوردار بود ، طبیعتاًآنان را به سوی بافت نوارهاسوق داده و به آنها در این کار مهارت بخشید ه است . لذا ، در آثار باقی مانده از این تمدن نوار های تزئینی در لباس افراد ،بسیار زیاد استفاده می شد و از هزار ه سوم پیش از میلاد نیز دیده می شود . در مصر ، شاهد پیشرفت فوق العاده در به کارگیری دستگاههای بافت عمودی در اختیار بافندگان قرار می دهد یکی نزدیک تر بودن به دستگاه بود که خود باعث بالا رفتن دو عامل سرعت و دقت در بافت می شد ودیگر آنکه با استفاده از روش چند لایی بافی ، می توانستند همان نوع پارچه را با طول بلند تر تهیه کنند . آنچه مسلم است با افزایش طول یا عرض پارچه می شد تولید پوشاک را افزایش داد و در کل ، از پارچه ، سخاوتمند انه تر بهره گرفت . چنانکه در پوشاک مصر مشاهده شد ، استفاده از پلیسه و انواع چینها و دارپه ها در طرح لباسها مستلزم تولید بیشتر پارچه بود که امکان  ویژه دستگاههای عمودی است . همچنین ، شاید عامل شرایط آب و هوا گرم و تابش سوزان آفتاب را بتوان به عنوان انگیزه ای برای مصریان تلقی کرد تا پوست خود در برابر آن محافظت کنند ؛ که باز برای پاسخگویی به تقاضای لباس نیاز به تولید مقادیر انبوه پارچه بود آنان با این دستگاهها عمودی می توانسته اند در کوتاه ترین زمان بیشترین مقدار پارچه را تهیه کنند . آخرین جنبه مطرح درباره نقش فن آوری در پوشش تمدن های باستانی بین النهرین و مصر کشف و شناخت مواد است که امروزه به آن «متالوژی » گویند . در واقع هسته ای ابتدایی این رشته علم ـ که در علم امروز بشر بسیار پر اهمییت و پیشرفته است ـ از همان دوره شکل گرفت . انسان ، مواد و خواص آنها را شناسایی کرد و آموخت چگونه آنها را در جهت نیل به اهدافش به کاربندد به عنوان مثال ، برای ایجاد زیبایی ، به سراغ مواد بادوام و رنگی رفت و دریافت سنگها یی چون عقیق ، لاجورد ، فیروزه و چینی زینتی جوابگوی نیاز های او است . اما ، او همچنین می دانست که چگونه این سنگ را به اشکال دلخواه بتراشد و برای آویزان کردن آنها ، از پایه های فلزی یا نقره ای استفاده کند ، زیرا این نوع فلز علاوه بر قابل ذوب بودنش قادر بود وزن سنگها را به راحتی تحمل کند و بدین ترتیب زیور آلات زیبایی ساخته شد که مشاهده آنها حیرت انگیز است .

یکی دیگراز اهمیتهای شناخت مواد که در عهد باستان به آن پی برده شد ، شناخت مواد رنگ زا و تثبیت کننده بود وآنان از رنگها طبیعی استفاده می نمود ند که در ابتدا بیشتر رنگها ی گیاهی مانند نیل ، شقایق نعمانی ، حنا و زعفران بود و با گذشت زمان ـ در دوره های بعد ـ کانیها و مواد معدنی رنگ زا را با خواص و یژه خود شناختند . در این میان کاربرد آلوم (Alum ) به عنوان ماده ثبوت قابل ملاحظه است

اقتصاد و پوشش

پس از بحث درباره فن آوری و نقش مهمی که در سیر تکاملی پوشاک ایفا می کند ، به اهمیت اقتصاد در این روند پرداخته می شود . با رشد جوامع شهرنشینی در تمدن های بین النهرین و مصر که ارتباط مستقیم با کشاورزی ، دامپروری ، فنآوری و تجارت در این نواحی داشت ، اقتصاد نیز رشد کرد . به دنبال بهبود اوضاع اقتصادی و رونق دادو ستد بین این جوامع با جوامع همجوار تبا دلات دیگری نیز صورت می گرفت ، از جمله مواد اولیه و کالاهایی چون مواد مورد مصرف در تولید و رنگ آمیزی نخ و همچنین دستگاههای بافندگی . هر چه قدرت اقتصادی و روابط بازگانی بیشتربود دامنه جغرافیایی مراودات گسترش بیشتری یافته و لذا هر یک از این جوامع امکان بهره برداری از تجارب سایر مناطق را نیز پیدا می کردند . همین روابط متقابل فرهنگها سبب پیشرفت آنها در عرصه های گوناگون مانند هنر ـ صنعت تولید پوشاک می شد « فرانسوا بوشه » در کتاب«2000 years of  fashion » به چند نمونه شواهد ی اشاره می کند که بر وجود چنین روابط بازرگانی وسیع باستان دلات دارد : « ... در دلتای دجله وفرات ، شهر های سومریان تبدیل به مرکز تجارت بین المللی شده بود؛ ... بعدها ، به دنبال مسیر این دو رودخانه ، آنها با مناطقی از جمله دریای خزر ، کاپادوکیه ( در آسیای صغیر )و ساحل مدیترانه ، به تجارت پرداختند و تولیدات ارمنستان ، سوریه و حتی مصر را از طریق کاروانهای دریافت کرده و انتقال دادند....»

« در میان لو حهای کا پادو کیه ای متعلق به زمان حمورابی ، تاریخ  اقتصادی آسیای صغیر را می توان یافت و در آنجا از بازرگانان آکادی سخن می رود که در کار تجارت پشم بودند .»

«.... تاثیرات هنری ، متاثر از دره سند (Indus ) بر روی آثار سومریان و آکدیان در سرامیکهای منقوش به دست آمده از سند قابل مشاهده است بعضی از آن نقشمایه ها ما را به یاد کا رهای مشابهی از دوره العبید و بین النهرین ( اواخر هزاره ششم ق.م ) می اندازد این آثار، این فرضیه را ایجاد می کنند که این تاثیرات ، رد خود را می بایست در بافندگی و تزئینات پارچه بافی گذاشته باشند » اگر این شواهد صحت داشته باشد ، یکی از نتایج آن نفوذ گسترده سومریان کهن و آکدیها در مناطق همجوار از مصرتا سند است که حکایت ازشرایط اقتصادی مطلوب آنان داشته وطبیعتا انتظارمی رود تولید پوشاک در این دوره های اولیه از رونق خوبی برخوردار باشد ، به خصوص در نزد اکدیها که در تجارت پشم قدرتمند بوند این قدرت سبب شده بود تا در بین النهرین شکل اولیه « تن پوش ابتدایی سو مریان» به وجودآید .  

همچنین ، اقتصاد پر رونق به منزله مواد خام و تولیدات بیشتر و تنوع در جلوه های مختلف پوشاک و زیور آلات بود ؛ اقتصاد بهتر ، برابر بود با کشاورزی پر محصول ، و الیاف گیاهی به مقدار زیاد . در این جوامع باستانی ، برای به دست آوردن چرم بیشتر ، باید دامپروری مطلوبی می داشتند که از عوامل مهم موثر در آن داشتن اقتصادی غنی و مطلوب بود تولید کنندگان پوشاک با در اختیار داشتن مواد خام فراوان و متنوع ، می توانستند به تولید فراوان و گوناگون اقدام کنند

از جمله پیامد های دیگر اقتصاد مطلوب « تجمل گرایی» است . البته گرایش به تجمل بیشتر شامل طبقه فرادستان بوده تا فرودستان . احتمالا نهایت گسترش آن تا حد افرادی پیشرفته که نسبت درباریان کمی از خاندان سلطنتی دورتر بوده اند ، زیرا فرودستان همیشه به یک شکل زندگی می کرده اند و شیوه  پوششی آنان ـ چه شرایط اقتصادی مطلوب بود و چه نا مطلوب ـ توسط حکمران تعیین می شد و تجمل در میان آنان جایی نداشت . به محض آن که فرادستان اندوخته های ثروتشان فزونی می یافت ، تدبیری می اندیشید ند تا ظاهری هر چه آراسته و زیبنده برای خویش تدارک ببینند . لذا در بین النهرین بر روی لباسهای فرادستان نقوش برودری دوزی شده به کار می رفت و از سنگهای قیمتی و طلا برای تزئین لباسها استفاده شد . شرابه را به لباسهای یشان افزودند و با گره زدن آنها ، منگوله به وجود آوردند(تصویر 9-4) این روشها       ÷÷در زمان آشوریان و بابلیان کهن بسیار مشهود و فراگیر بود . به طور مشخص ، می توان به تن پوشهای سارگون دوم ، آشورنصیر پال دوم و شلمانصر سوم اشاره کرد(تصویر40-2 ، 41-2 ) در مصر نیز رونق اقتصادی به فراعنه و خاندان سلطنتی ، که از طبقه فرادستان بودند ،امکان داد تا پارچه بسیار لطیف و مرغوب که از بهترین کتانهای تهیه می شد بر تن کنند و لباسهای خود را مرتباً برای شتشو به رختشویی خانه ها بفرستند ، پارچه ها را سفید یا رنگ آمیزی کنند ، روی لبا سهایشان را به نقوش سوزن دوزی شده چند رنگ و زیبا بیارایند و زیور آلاتی از سنگهای قیمتی اصل بیآویزند . سندلهای آنان دیگر از ساقه و برگ گیاهان نبود ، بلکه با نقره و طلا ساخته می شد و برای نگهداری از کلاه گیسهایشان گماشتگانی اختیار می کردند(تصویر8-4). در مصر ، ثروت انحصاری با زیبایی و ظرافت درهم آمیخته و به این تمدن ، شکوه و جلوه ای خاص بخشیده است .

اشتغال ، جایگاه اجتماعی و پوشش       

این جنبه را از دو منظر متفاوت می توان بررسی کرد ؛ یکی شکل پذیری پوشش براساس نوع فعالیت و حضور در اجتماع و دیگر ، تاثیر اشتغال و انواع فعالیتهای اجتماعی بر تولید پوشاک در منظر اول ، توجه مردم عهد باستان به تفکیک و دسته بندی لباسها را می توان ملاحظه کرد این امر ، حکایت از ارزش و جایگاه پوشاک نزد مردم این تمدن ها دارد آنان به پوشاک خود اهمیت می داند و دریافته بودند که لباس افراد می تواند به عنوان نشانی از طبقه اجتماعی یا حرفه ای آنان به کار گرفته شود لذا لباس یا پوشش افراد ، نوعی نماد یا نشانه تلقی می شد . به عنوان مثال یکی از نمونه های آن می توان به وجود انواع پوششهای سر اشاره کرد که در بین النهرین نمادی از ارتباط معنوی بود ؛ مانند پوششهای سری که با شاخ تزئین می شد. این پوششها ،فرد یا موجود اسطوره ای پوشنده آن را با مذهب و آئینهای ویژه مذهبی و تدفینی پیوندمی داد اینجاست که کلاه یا تاج شاخ دار معنایی نمادین پیدا می کرد .

 « ردای ماهی » و « ماسک شیر » که با توجه به کاربرد آئینی آن ، به منزله نمادهایی برای آیینهای ویژه به کار می رفت . البته به لحاظ ارتباط غیر قابل تفکیک طبیعت و زندگی مردم بین النهرین و نیز مصر ـ و سایر فرهنگهای باستانی ـ منبع الهام آنان ، محیط طبیعی آنها بوده و از شیر و ماهی ـ به علت همجواری بین النهرین با خلیج فارس که از آن به نام دریای بزرگ در الواح باستانی یاد شده و فرهنگ آن منطقه ـ برای ماسک و ردا ، و از شاخ گاو بز برای پوشش سر الهام گرفته اند.

در مصر ، نقش جایگاه اجتماع و اشتغال افراد در طرح پوشش آنها دارای همان ویژگی « نمادین بودن» است که در مورد پوششهای بین النهرین نیز اشاره شد . در مصر ، خدایان و الهگان که از نظر ظاهری نیز مانند طبقه فرادستان بودند ، مانند خدایان و الهگان بین النهرینی ، از سایر افراد جامعه متمایز می شدند . این تمایز از طریق عناصر پوششی آنها در آثار باقی مانده نمایش داده شده است(تصویر 10-4) یکی از مهمترین این عناصر « ماسک» است . ماسکها ، که عمدتاً آنها را بر چهره خدایان و الهگان می توان دید ، اشکال شبیه سازی شدهای از جانوران مختلف در مصر ،مانند گربه ، شغال ، لک لک مناطق گرمسیری ، شاهین و غیره بود(تصویر11-4) یکی دیگری از این شبیه سازی را در « شنتی » یا لباس « لباس شیر» یا همان دامن لنگی ویژه فرعون می توان دید . دامن لنگی فراعنه ـ بخصوص از دوره شاهنشاهی کهن به بعد ـ سعی می شد پلیسه دار باشد . بدین ترتیب ، دامن لنگی پلیسه داری که گاه گوشه جلویی آن به شکل منحنی برش می خورد ، هم به یال لنگی پلیسه داری که گاه گوشه جلویی آن به شکل منحنی برش می خورد ، هم به یال شیر شباهت پیدا می کرد و هم به اشعه های واگرای خورشید ، و این دودر نزد مصریان باستان مظهر قدرت و مورد ستایش بودند ( تصویر 12-4)پس ،این نوع دامن که همواره در طول تاریخ باستان مصر ، به عنوان یکی از پوششهای ویژه فراعنه ثابت باقی ماند،حکم نماد قدرت وتسلط داشت.این تن پوش با قدرت وتسلط فراعنه بر طبقه فرو دستان از تناسب وهماهنگی کاملی بر خوردار بود.در نتیجه،بین طرح و شکل پوشش افراد وجایگاه اجتماعی آنان ارتباط هما هنگ و متناسب بر قرار بود به طوری که از نوع آرایش و تن پوش افراد می شد به جایگاه و طبقه ای که به آن تعلق داشتند پی برد . چنانکه در بین النهرین ، ریش بلند اشخاص ، به معنی ارتباط آنان با دستگاه حکومتی و سلطنتی بود . حتی طبق برخی نظرات ،چنانچه ریش کسی از دیگران بلند تر بود مقامش والاتر و نزد همگان محترم تر به نظر می آمد . همچنین ، وزراء و افراد صاحب مقام را از طریق طول شرابه های ردایشان می شناختند و از سایرین متمایز می شدند . بدین ترتیب ، اگر مهر های گلی به منزله شناسنامه افراد به حساب می آمد پوشش و آرایش افراد نیز یکی دیگر از راههای شناسایی آنان بود . حتی شاید به دور از واقعیت نباشد اگر گفته باشیم که آرایش و پوشش ، اولین شناسنامه های بشرند!

در مصر خوشبختانه آثار تصویری متنوعی که بر جای مانده ما را در رسیدن به حقایق زیادی درباره نحوه و چگونگی زندگی آنان ، یاری می رساند. از جمله آنان تصاویری است که کارگران را حین انجام کارهای گوناگون نشان می دهد کارگران و خدمتگزاران معمولاً علاوه بر دامن لنگی حمایلی را به صورت مایل از جلوی سینه عبور داده اند که طبق نظر « روزا لیند هال» دلیل آن جلوگیری از فرو چکیدن عرق ، هنگام کار بوده است همچنین جدا کنندگان غلات برای ممانعت از نشستن گرد و غبار و پیوسته غلات بر روی موهایشان ، دستمال سری را پشت گردن گره می زدند(تصویر13-4 )به این طریق ، مصریان باستان بین نوع فعالیت و حرفه ای که داشتند و پوششی که بر تن می کردند هماهنگی برقرار کردند . اما با تاسف باید گفت به دلیل آثار محدود ـ شامل یک تونیک کوتاه با کمربند و سر بند ـ که از بین النهرین به دست آمده است ، فقط در این حد می توان گفت که شکل ویژه ای برای لباس افرادی که در حرفه های گوناگون مشغول بودند ارائه نمی شد و فقط از سادگی زیادی بر خوردار بود.

مشخص ترین وجه اشتراک این دوتمدن ، در منظر اول ، تمایز افراد نظامی از طریق نوع پوشش آنان است . معمولاً فرماندهان نظامی ـ که اغلب در هر دو تمدن ، شخص پادشاه یا فرعون بودند ـ با انواع مختلف جنگ افزارها در صحنه نبرد ظاهر می شدند . به طور حتم ، به دلیل آنکه محافظت از جان آنان مهم ترین مساله بود ، همیشه پادشاهان و فراعنه ایمن ترین تن پوشهای رزمی و زره های را به هنگام جنگ بر تن داشتند(تصویر 14-4) تمایز افراد بر حسب جایگاهشان حتی درون یک لشگر نظامی نیز رعایت می شد . در بین النهرین « تارتن» یا فرمانده کل نیروی های نظامی آشوری نوین و افسران ارشد ، هر یک از شیوه پوششی به خصوص بر خوردار بودند که در عین حال آنان را به وضوح از سربازان معمولی جدا می کرد(تصویر 15-4، 16-4). در مصر نیز همین تفکیک قابل مشاهده است . فراعنه به عنوان فرماندهان نظامی در راس و مشاورین نظامی آنان به راحتی از سربازان عادی قابل تشخیص بودند . به علاوه یکی از مشخص ترین عناصر پوشش نظامی مصریان بعد از دوره رامسس ها انواع مچ بند های چرمی و حفاظ چرمی انگشتان است که تا آن دوره دیده نشده است . اما علت آن را شاید بتوان لشگرکشیهای عظیم دوران توتموزیس اول به سوریه و جنگهای متناوب بعدی دانست که ضرورت طراحی چنین عناصری را ایجاب می کرد . این نشان دهنده انطباق بسیار مناسبی است که آنان توانستند همگام با سیاستهای نظامی خود ایجاد کنند.(تصویر 17-4، 18-4)

اما در منظر دوم ، یعنی آنجا که نقش اشتغال و کار در تولید پوشاک مطرح است ، افزایش اشتغال منجر به افزایش تولیدات گوناگون و از جمله محصولات پوششی می شد . برای تهیه پوشاک ، بافت پارچه ضروری بود . پارچه نیز در بین النهرین بیشتر از پشم و در مصر اغلب از کتان تهیه می شد . لذا چنانچه افراد بیشتری جذب کارهای کشاورزی و دامپروری می شدند ، میزان تولید و برداشت محصولات آنان افزایش می یافت . به دنبال این افزایش پارچه های پشمی و کتانی فراوان تولید و در نتیجه ، پوشاک زیادتر و پر حجم تری دوخته می شد . همچنین ، در سایر مراحل فرآیند تولید ـ از نخ تا لباس ـ هر چه کارگران بیشتری را به کار می گماردند ، این کار رونق بالاتری یافته و نزد مردم جایگاه حیاتی تری می یافت . با وجود این ، کتیبه های به جای مانده به خط هیروگلیف به متونی بر می خوریم که شامل شکایتهای مردان رختشویی از کار زیاد و فشرده ای است که فرعون بر دوش آنان نهاده بود . طبیعتا یکی از عوامل موثر در میزان اشتغال مساله عرضه و تقاضا ، وضعیت اقتصادی و نیز سیاسی جامعه است .

 اوضاع سیاسی و پوشش

چنانکه گفته شد عوامل گوناگونی در وضعیت طرح و تولیدات پوشاک جوامع بین النهرین و مصر دخیل بوده است که از آن جمله می توان به « اوضاع سیاسی» اشاره کرد . جامعه ای که توسعه یافته تر و از تسلط سیاسی و امنیت مناسبی برخوردار باشد رشد و توسعه در ابعاد مختلفش به خوبی صورت می گیرد به عنوان مثال کشوری که قدرت نظامی و سیاسی بالایی داشته باشد ، می تواند در جنگها پیروزی و اسرا و غنایم جنگی زیادی را از آن خود کند . تاثیر غنایم و اسرای زیاد که خود به معنای نیروی انسانی و پشتوانه مالی است ، در روند تولید بسیار چشمگیر می نماید و در ارتباط مستقیم با آن است . این سرمایه ها قادر است سرعت و میزان تولید پوشاک را افزایش دهد.

در مصر ، در طی حکومت سلسله های اولیه شاهنشاهی کهن ، به دلیل وقفه سیاسی ، این تمدن در همه صورتهای خود دچار رکود بود همچنین در دوره های فترت اول و دوم نیز این شکاف سیاسی که ناشی از ضعف حکام مصر بود منجر رکود در همه جنبه های فرهنگی اقتصادی ، هنری ، و غیره گردید چندی بعد ، با ظهور فراعنه صاحب نفوذ چون « آخن ـ آتن » « تا تانخامون » « تو تموزیس چهارم »و«رامسس دوم و سوم» به دلیل رشد سیاسی ،تحولات اساسی در این سرزمین رخ داد .کیفیت پارچه ها و لباسها ی تولید شده نیز به تبع این شرایط دستخوش تغییر شد نقطه اوج این تغییرات ، شکوفایی جامعه ی مصر باستان در سلسله ی هجدهم بود

در بین النهرین نیز دوران شکوفایی فرهنگی به واسطه ی توسعه سیاسی شکل گرفت .در این سرزمین ، از ابتدای تشکیل  تمدنی به نام بین النهرین تا زمانی که سقوط  کرد واز بین رفت  ، همواره دچار دگرگونی های سیاسی بود دلایل این مساله متعدد است اما مهمترین آن موقعیت جغرافیایی استراتژیکی این منطقه بود که آن را به تمدنهای بزرگ عهد باستان ارتباط داده ولذا آن را در یک جدال دایمی مشغول کرده بود  دلیل دیگر ،ساختار چند ایالتی این سرزمین بود .قدرت،بین چنددولت –شهر تقسیم شده بود که هر چند گاه ،یکی از آنان ادعای حکومت می کرد وحملات پی در پی صورت می گرفت اما هر زمان که قدرتی متمرکز مانند آشوریها در راس بوده وزمام امور را به دست می گرفتند ،به علت خوی نظامی گری آنان وکشور گشایی حکمرانان آشوری، همه نیروی های شورشگر سرکوب می شدند وثبات و امنیت سراسر منطقه را فرا می گرفت . در این زمان ، فرصت مناسبی پیش می آمد تا مردم به تولید انواع محولات اعم از پوشاک و پارچه و نخ بپردازند میل شدید آشوریان به جنگ و نیاز دفاع در مقابل هجوم سایر قوم ها سبب شده بود تا تدابیر بیشتری برای جنگ افزار ها و پوشش نظامی خویش بیندیشند . به این منظور ، انواع کلاهخود ، زره ، شمشیر ، خنجر و پای افزار های رزمی طراحی و ساخته شد . در مصر گرچه پادشاهان با تجهیزات جنگی نسبتاً مفصلی تصویر شده اند. اما به نظر نمی رسد آن تکاملی که در پوششهای نظامی بین النهرین دیده شده ، در مصر وجود داشته باشد زیرا سرداران مصر به جای نفوذ در مناطق دور دست بیشتربه درگیر ی های داخلی ، به خصوص با نوبیایی بودند .

نکته دیگری که در آخر این بحث باید به آن اشاره کرد توجه به روابط سیاسی بین دولتهای گوناگون است . بر اثر روابط متقابل بین فرهنگها ی هم جوار ، معمولا  هدایای جهت احترام و حفظ امنیت و یا به عنوان خراج بین آنها مبادله می شد این هدایا می توانست شامل زیور آلات گرانبها از جمله یقه زینتی از جنس طلای خالص باشد که فراعنه با سفیران خود برای پادشاهان بین النهرینی می فرستادند(تصویر 19-4) . و همچنین ، سران این تمدنهای برای حفظ عظمت ، قدرتنمایی و عرض اندام در برابر کشور مقابل در حین پذیراییهای و جشنهای تشریفاتی ، به تجمل گرایش بیشتری نشان می دادند و لذا با افزونی قدرت و گسترش روابط با سایر تمدنهای ضرورت تهیه لباسهای فاخر ، پر زرق و برق و مرغوب برای آنان فراهم می آمد که در مصر و بین النهرین به وضوح قابل مشاهده است .

بر اثر توسعه طلبی کشورهاو حمله به مناطق دیگر ، بین آنها و نیروی مقابلشان بر خورد ایجاد می شد . در نبرد ، معمولاً یکی از طرفین نیروی غالب و دیگری مغلوب بود در نتیجه بر خورد این دو با هم ، هر یک بر دیگری تاثیری فرهنگ ، باورها ، سنن و آداب و شیوه های پوششی خود را بر جای می گذاشت . از این رو است که نمونه ای از ماسک های خدایان مصری در میان مهر های بین النهرینی مشاهده شده است یا آنکه برای مثال مصریان در زیور آلات خود از سبک و شیوه بین النهرینی تقلید کردند و سنگهارا در رنگهای مختلف به کار بردند .

ژرژرو ، در کتاب بین النهرین باستان به اهمییت بر خورد فرهنگها و روابط سیاسی شان با یکد یگر اشاره دارد و معتقد است که : « اگرچه سهم هوریان در تمدن بین النهرین قابل اعتناء نیست اما بر خورد شان با فرهنگها ی سوری که پیشرفت کمتری داشته قابل توجه است ، ولو اینکه تشخیص آن دشوار است . در هر حال تجاوزهوریان به سوریه به مقیاس وسیع موجب یک سلسله اختلاف سیاسی و حرکتهای نژادی گردید که آثار آن تا کشور دور دست مصر نیز احساس شد ..... بیبلوس ( به زبان سامی گوبله و زبان مصری کَپَن ) بندر بزرگ صدور الوار قویاً « مصری » شد و نفوذ فرهنگی مصر از این بندر به سراسر کرانه دریا گسترش یافت » در واقع این امر در کنار روابط سیاسی ، اهمیت موقعیت جغرافیایی و تاثیر آن در نفوذ فرهنگی را گوشزد می کند . بدین ترتیب گسترش فرهنگ مصر از طریق دریا تا جزایر اطراف و از جمله کرت و از آنجا تا یونان پیش می رود . به همان طریق که بین النهرین – از راه زمینی و دریایی – نفوذ خود را افزایش داد . فراوانی درباره تماسهای نزدیک و دوستانه میان بین النهرین و سوریه به ما عرضه داشته ...» او در ادامه می نویسد « اگر چه آنان { هیکسوسها} هر گز بیشتر از دلتای نیل را تصرف نکردند اما نفوذشان در فنون جنگی ، هنر و زبان این کشور تاثیری زیادی بخشید....»

چنانکه قبلاً گفته شد بر اثر رکود و تحریک سیاسی ، تحولات گوناگونی رخ می داد و تاثیرو تاثر ها اشکال متفاوتی را حتی در لباس موجب می شد . طبق نظر این نویسنده ، درحدود 1580 پیش از میلاد با بیرون راندن هیکسو سها از دلتای نیل فراعنه سلسله هجدهم که در آن زمان حکومت مصر را در دست داشتند قدرت قرن پانزدهم پیش از میلاد نا گهان اغتشاش در خاور نزدیک آغاز شد ولی مصر در پناه صحرایی در کنار دره نیل به مدت دو هزار سال از نظر سیاسی – و نه اقتصادی – در حال انزوا از بقیه مشرق زمین زیسته بود . تا آن که در قرن چهاردهم ق.م که آخن – آتن یا آمنوفیس چهارم که فرعونی صوفی منش وبیشتر اهل مذهب بود تا سیاست تاثیر وسیع و انقلابی خود را در هنر ، فرهنگ و نمود های آن در لباس باقی گذاشت . از سویی دیگر این قرن را باید اوج روابط مصر و بین النهرین دانست زیرا در اسناد کشف شده از این دوره ، سیصد نامه پراکنده که از سوی پادشاهان غرب آسیا از بزرگ تا کوچک به آمنوفیس سوم و چهارم ارسال شده بود ، در عمارنه ، در مصر به دست آمده است . آنچه در این نکات حایز اهمیت است توجه به میزان مراودات فرهنگی و فکری میان جوامع عهد باستان است .

 مذهب ، جهان نگری و پوشش

در این بخش  نه تنها به اجزایی از پوششهای آئینی مذهبی و تدفینی اشاره خواهیم نمود بلکه به مسائل دیگری که با اعتماد مذهبی و باورهای مردم تمدنهای مصر و بین النهرین مرتبط اند نیز پرداخته می شود.

در این بخش به آمیختگی مذهب و سیاست بر می خوریم و ادامه چگونگی بررسی تاثیر آمیختگی سیاست و مذهب که با« آمنوفیس چهارم » همان آخن – آتن  معروف که بدعت گذار مذهبی در عهد فراعنه شناخته شده است ، یکی از فراعنه سلسله هجدهم به شمار می رود . او ، با روی آوردن به مذهب و یگانه پرستی ( توحید ) و پرستش « آتن» ( خدای خورشید ) ، تحول عظیمی را در جهانگری مصریان سبب شد . اوج این تحولات را در « عمارنه » می توان مشاهده نمود . در هنر ، ویژگیهای تکرار شد که موجب پیدایش « سبک عمارنه » گردید . پوششی که در این دوره بسیار عمومیت یافت – به ویژه در میان طبقه فرادستان – ردای شعاعی بود که چینهای آن از روی آستین شروع و به گروهی که در جلو بسته می شد ، خاتمه می یافت. نکته قابل  انطباق بین این دو مساله شباهتی است که میان چینهای این پوشش و شعاعهای خدای خورشید یا آتن (Aten)وجود دارد جالب آنکه نماد ویژه این  خدا قرص خورشید و شعاعهای آن است که در نیمه پایینی این قرص قرار دارد( تصویر 20-4) این شکل ، دقیقاً همان تصویری است که با مشاهده رداهای ویژه قرن هجدهم در ذهن تداعی می شود(تصویر 21-4) مساله دیگر انطباق بین نقشمایه های تزئینی این دو تمدن با نوع جهان نگری آنان است . این نقشمایه ها ، همه جا کاربرد داشت، چه بر روی بنا های معماری و چه لباس یا هر جای دیگر . از نقوشی که در بین النهرین بسیار فراوان دیده شده ، نقشی است که امروزه در جهان آن را به عنوان «گرک» یا « یونانی» می خوانند و شکل اولیه آن مربع های متحد المرکزی است که به ترتیب از بزرگ تا کوچک درون هم قرار دارد(تصویر 22-4) صورتهای بعدی این نقش شکلی است که از ادغام دو شکل مربعهای متحد المرکز و حلزونی (اسپیرال) حاصل می آید { گرچه مربع های متداخل را به یونانی می شناسند اما،در این پژوهش اعتقاد برآن است که نامگذران در این مورد به خطا رفته اند و نه به قصد جانبداری که برای خدمتگزاری به تمدن دیگری که اثرات مهمی بر جزیره کوچک کرت و سرزمین یونان گذاشته است – بین النهرین – سزوار است نام مناسبتری برای آن پشنهاد شود}(تصویر23-4) اما نباید بپنداریم که پیدایش این نقش تصادفی بوده زیرا علاوه بر استفاده از آن به عنوان یک نقش تزئینی ، به عنوان مبنای معماری مذهبی آنان نیز به کار می رفته است (تصویر24-4)طرح و نقشه زیر بنایی « زیگوراتهای» بین النهرینی دقیقاً به همین شکل است ؛ سکو های مربعی که با پله های  شیبداری به هم متصل می شد و حتی پیشتر از آن ، در برج بابل ، به وضوح قابل رویت است(تصویر 25-4) این انتخاب آگاهانه و هوشمندانه را باید باور داشت زیرا مبنا و اساس جهان نگری آنان بر همین نقش انطباق دارد . شاید سابقه این جهان نگری به حضور آشکار اکدیها کمی پس از سو مریان بر گردد . زیرا آنان اعتقاد داشتند جهان چهار گوشه است و بنا به نظر هلن گاردنر در کتاب « هنر در گذر زمان » این تفکر در دوران فرمانروایی نرام- سین ( نوه سارگون) در اذهان عمومی جای گرفته بود و پادشاه ، خود را سلطان چهار گوشه عالم – و در واقع فرمانروای همه تمدنهای روی زمین – می نامید . به دنبال این اعتقاد تقسیمات چهار تایی در انواع آثار هنری و نقوش تزئینی به کار رفت(تصویر 26-4، 29-4) اما مشاهده حرکت – مانند گذشت روزو شب در پی هم – در طبیعت و وجود یک نوع جهانگری دیگر که سومریان به آن اعتقاد داشتند سبب شد تا اشکال مدور با اشکال چهار گوش آمیخته شود بر اساس این نوع نگرش به جهان پس از پیدایش گیتی ( دریا – زمین – آسمان-) از به هم آمیختگی آب و ابر و رطوبت از،دریاآسمان را هستی بخشید وزمین از رسوب به وجود آمد.نخست زمین وآسمان دو « قرص مدور» یا « کاسه ی گرد » بوده ، بسیار عظیم و چسبیده به هم و افق ، زمین ، و آسمان را احاطه کرد چنان که منظومه ای می گوید: به نیرو تند باد «آسمان و زمین جدا شد» و پس از این همه وقایع خدایان و الهگان «متولد» شده اند آیا همه این قصه دینی را نمی تواند در یک نقشه اسپیرال متصل خلاصه کرد ؟(تصویر 28-4) اشکال مدور یا دایره ای در بین النهرین چنان جایگاه مهمی در میان نقوش تزئینی و مذهبی پیدا کرده است که با چرخش یک مربع تقسیم شده در مرکز ثقلش باز هم به دایره دست یافتند اما این بار درون آن گل ایجاد شده بود که با تغییر تعداد و تناسب اندازه گلبرگ های آن به نقش جدیدی به نام « گل رز » یا « روزت» رسیدند این نقش اشکال متننوعی را در آثار هنری بین النهرین به وجود آورد یکی از مشخص ترین نقوش که حاصل اختلاط اساس این نقوش چهار گوش و دایره است نقش « صلیب شکسته » یا « سواستیکا»(swastika) است.( تصویر 30-4) شکلی که هم چهار گوش است و هم در دایره می گنجد اما درباره آنکه چرا اساساً این نقوش به مذهب ارتباط داده شد و نه به مسئله ی دیگری به لحاظ اهمیت مذهب از ابتدای شکل گیری تمدن بین النهرین در میان فرو دستان و طبقه فرا دستان آن بوده است یکی دیگر از نقوشی که در هر دو تمدن استفاده می شده اما اشکال آنها با یکدیگر متفاوت بوده نقش « بر گ نخلی » است که البته تمامی نخل در آن نقش اصلی می باشد نقوش برگ نخلی دارای مشتقات گوناگونی است که اشکال تغییر یافتی نخل و یا بخش های از آن بوده است در بین النهرین همه اجزای درخت مورد توجه اند اما در مصر به نظر می رسد بیشتر از تاج این درخت الهام می گرفتند(تصویر31-4)دلیل اولویت بیشتر این نخل دربین النهرین نسبت به مصر نقش حیات بخش آن در زندگی و معاش آن بوده است نخل گیاه بومی بین النهرین بوده وخرما اصلی ترین غذای آنان حتی از بدنه و برگ های آن برای ساخت منازل خود بهره می جستند چنانکه میدانیم امروزه کشور عراق بزرگترین تولید کننده خرما در جهان است و این خود گواهی است بر اهمیت فوق العاده گیاه نخل در بین النهرین باستان در پی این نقش حیات بخش مردم بین النهرین اعتقاد عمیقی نسبت به نخل پیدا کردند وآنرا محور نقشمایه «درخت زندگی»ساختند.(تصویر 32-4)

از آنجایی که در مصر باستان همین نقش فوق العاده را گیاه پاپیروس ایفا می نمود لذا حتی درخت نخل را به شیوه بوته پاپیروس تصویر کردند( تصویر 33-4، 34-4)  اگر چه نخل در مصر به فراوانی می روید اما به نظر میرسد پاپیروس و نیز لوتوس که هردو در کنار رود نیل یعنی رگ حیاتی مصر می رویید برای آنان از میان سایر نقوش تزئینی اولویت داشت چنان که گل لوتوس را برای آذین سرشان به کار بردند( تصویر 35-4 ، 37-4) و پاپیروس را به عنوان نماد زندگی در دست الهه مقدس « آنوکیس » قرار دادند .(تصویر 31-4 )

در اعتقا د مصریان که برخلاف بین النهرینی ها به حیات پس از مرگ بیشتر پایبند بودند مقابر به عنوان منازل آنان پس از مرگ بسیار مورد اهمیت بوده اند گرچه شکل چهار گوش همچنان مهم جلوه می کرد و کاربرد فراونی در تزئینات مصریان باستان داشت اما یکی دیگر از اشکال هندسی مورد توجه آنان مثلث بود مثلث اعتقاد راسخ آنان به دین و طبقه بندی اجتماعی بود درراس وحدت این مثلث فرعون به عنوان نمایندگان خدایان برروی زمین قرارداشت وطبقه فرو دستان در قاعده کثرت تنهای شکل هندسی که می توانست اعتقاد آنان را به جاودانگی در خود بگنجاند شکل  مثلث زیرا استوار ترین و جاودان ترین بود آشکارترین نمود از خلاقیت مصریان درادغام شکل مربع در مثلث یا بالعکس،در آثار مذهب – تدفینی ( مقابر ) در اهرام فراعنه مشهود است( تصویر 35-4)  مقطع این نوع از احجام هندسی چهار گوش بود و با اتصال به وجوه مثلثی به وحدت و تلاقی می رسید که همانا رفیع ترین نقطه این بنا بود . از نظر مصریان ، با مرگ ، روح استقلال می یافت و به نیروی عظیم هستی پیوند می خورد ؛ از آن پس زندگی شخص را، روح او ( کا) می باید انواع پوششها ، سندل ، خوراکی و وسایل زندگی درون مقبره قرار داده می شد . یکی از بهترین و کامل ترین مجموعه های این وسایل در مقبره توتانخامون قابل مشاهده است در مقابل این همه توجه به مقبره  مردگان در مصر ، در بین النهرین چنین اهمیتی تا این حد به اجساد و مقابر مشاهده نشده است . البته ، تعدادی از اجساد طبقه فرادستان انان نیز با زیورالات و وسایل شخصی شان در اطراف کالبد ، یافت شده اند ، تا شایسته  مقام آنها  باشد . اما در آنجا دیگر خبری ازمقابر عظیمی چون اهرام نبود ، بلکه مقابر بین النهرین ها بسیار ساده و حتی ناشایسته بودند زیرا اصلاً اهمیت نداشتند و با مرگ ، انسان برای همیشه می مرد و برای او روحی قایل نبودند . بنابراین ، واضح است که چرا در مصر باستان با پوششهای تدفینی بسیاری مواجه ایم و حال آن که در بین النهرین چنین پوششهایی نایاب است.

از اشتراک عقاید بین النهرینی ها و مصریان ، اعتقاد به نیروهای خیر و شر به عنوان دو نیروی مخالف و مقابل یکدیگر است . در نتیجه چنین اعتقادی ، مردمان جوامع هر دو تمدن ، سعی داشتند نیروی زیان آور شر را از خود دور نگه دارند و لذا به انواع طلسمها و ضد طلسم ها روی آوردند . مصریان برای حمل دایمی این طلسمها،آنها را به عنوان آویزها و پیش سینه ها به گردن خود میآویختنداما بین النهرینی ها در معابد به نیایش می پرداختند و به خدایان قربانی پیشکش میکردندآن بخش از گفته های هردوت را که در آن مصر یان را به حد افراد مذهبی توصیف کرده ، باید تائید کرد زیرا ، آنان اعتقادتشان را در زیور آلات و اجزای دیگر پوشش خود به تصویر در آوردند تا مبادا باورهای دینی را از خود دور کرده و خدایان را خشمگین کرده باشند . این آویزها در بین النهرین معادلهایی دارد که البته نه از حیث کاربرد ، بلکه از نظر ترکیب کلی شکلهایشان ، که عبارت است از ، مهر های گلی ؛ آنها نیز به گردن آویخته می شدند. تفاوت عمده این عنصر پوششی در کاربرد آنان بود . مهرهای گلی در بین النهرین برای افراد گاهی حکم شناسنامه ، امضای فرد یا اجاره ورود و خروج او به منطقه خاص بود.

بر اساس برقراری انطباق بین مرتبه اجتماعی افراد و پوشش آنها در عهد باستان می توان گفت: « ریش » مردان نیز یکی از عناصری بود که از طریق مشاهده آن به مقام فرد توجه شد . ریش ، که معولاً از مشخصات افراد بلند مرتبه بود ، در بین النهرین گاهی در وسایل و آثار ساخته شده برای گاو ها وبزها نیز به کار می رفت  گاو را که در سرتاسر خاور نزدیک باستان و نواحی اطرف مدیترانه ، محترم می داشتند شاید به این سبب ریش دار تصویر می کردندتا نشانه قدرت او باشد . اما در بین النهرین و بعد ها در مصر ریش ، میان طبقات فرادست ، اهمیت یافت پاد شاهان بین النهرینی ، تارتنها و فراعنه ریش طبیعی یا مصنوعی می گذاشتند . به این طریق ، « ریش » به عنوان مظهر یا نماد قدرت در آرایش صورت طبقه فرادستان جایگاه مهمی پیدا کرد . در بین النهرین ، هرچه ریش بلند تر ، مقام فرد نیز و الاتر بود . در مصر ، نه تنها فراعنه ریش مصنوعی می گذاشتند بلکه پس از آنکه ملکه حتشسپوت ( ها تشسپوت) به مقام خدایی رسید ، او را با ریش مصنوعی تصویر کردند و این همه به اعتقادات قلبی و مذهبی مردم باستان بر می گردد .

عنصر پوششی دیگری که همانند ریش از نشانه های شخصیتی و منزلت به شمار می رفت « پوشش سر» افراد بود . اما پوششهای سر ، تنها عنصر پوششی از اجزای لباس افراد بود که بیشترین و نزدیک ترین ارتباط با جهان نگری و عقاید مذهبی در هر دو تمدن داشت. عمیق ترین اشتراکات مذهبی بین این دو تمدن از پوششهای سر شان به وضوح نمایان است شاخص ترین آنها ، کلا هها و تاجهای شاخ دار است . چنان که گفته شد ، در سراسر منطقه ای که این دو سرزمین را نیز شامل می شد گاو ، جانوری مورد احترام و تقدیس بود – به دلیل عمده ای چون تامین منابع غذایی از طریق گوشت و شیر آن استفاده از قدرتش در کشاورزی و حمل ونقل .آشکار ترین نشان تصویری گاو ، « شاخ » بود پس با افزودن آن به هر چیز ، در واقع خصلتهای را که برای گاو قایل بودند ، مانند قدرت و ستایش و تقدیس ، به آن شی ء نسبت می دادند . در بین النهرین ، خدایان و الهگان از تاجهای شاخ دار استفاده می کردند و « نرام سین » اولین کلاهخود نشانه مقام خدایی این حاکم بوده است . به نظر هلن گاردنر ، کلاهخود نشانه مقام خدایی این حاکم بوده است . قداست گاو وحضور آن در مذهب اساطیر ی مصر به فراوان تکرار شده است وحتی شاخهای آن را می توان به عنوان ویژگی پوشش سر الهه « هائور» دانست . این پوشش سر عبارت بود از یک جفت شاخ که در میان آن یک صفحه مدور ( دیسک) قرار داشت در توضیح (تصویر 39-4) در کتاب « فرهنگ اساطیری مصر» چنین ذکر شده است «ایزد بانوی هاثور از نگهبانان فرعون پسامتیخوس است . این ایزد بانو به گونه ی گاو نمایانده شده ( گاو حیوان مقدس ویژه ای اوست) که قرص خورشید بر سر دارد و افعی میان شاخ ها یش نمایان است . اونخست نگاهبان و تغذیه کننده هاثور زنده بود و بعد ها سریعا ً نگاهبان مردگان قلمداد شد . نسخه بدل تندیسی متعلق به سلسله بیست و ششم ، 572تا525 ق.م» همین پوشش سر با کمی تغییرات در نمادهای ترکیبی آن، پوشش سر ویژه الهه « ایزیس» را به وجود می آورد . پوشش سری که در بین النهرین متداول بود « تیارا» نام داشت که مورد استفاده طبقه فرادستان بود و مانند « میتر» های مصریان ، هرچه ارتفاع آن بیشتر بود ، نشان از مقام والاتر فرد در طبقه بندی اجتماعی بود. از سوی دیگر ، همان گونه که اشاره شده ، در بین النهرین مانند مصر ، فرادستانی که در موقعیت مذهبی با لایی قرار داشتند ، خدایان ونیز الهگان ، از انواع پوششهای سر شاخ دار یا مار مقدس سلطنتی بر سر می گذاشتند

از جمله پوششهای سر ویژه فرادستان مصر ، دستمال سر ( نمس) بود. این دستمال که از پارچه یا منجوق و مهره های نیمه قیمتی دوخته می شد اغلب راه راه بود. این دستمال با شکل ویژه ای که بر سر بسته می شد ، معمولاً بر سر فراعنه مشاهده شده است . ظاهر فرعون ، در حالی که دستمال سر سلطنتی بر سر دارد ، تشابه فوق العاده زیادی با بالهای گشوده شاهین ( پرنده مقدس) می یابد . این شباهت وقتی بیشتری می شود که مار مقدس سلطنتی ( uraeus) با گردنی که به سمت جلو خم کرده است ، در با لای پیشانی فرعون قرار می گیرد . از آن رو که شاهین قدرتمند ترین پرنده سرزمین مصر بوده و شاهین – خدا ( هوروس) مورد پرستش و همچنین فرعون نماینده خدایان بر روی زمین بود و یا عهده دار مقام خدایی ، نماد شاهین با خصایص پادشاهی او همگون بود وسعی می شد تا مردم هنگام مواجهه با فرعون ، قدرت و نیروی عظیم الهی شاهین را در او بیآبند و سر تعظیم فرو دآورند  همان طور که در پشت سر « خفرون» (chephron) هوروس او را محافظت می کند . در حالی که که چنین شبیه سازی هایی در بین النهرین مشاهده نشده است و این بر واقعیت گرایی بیشتر بین النهرینی ها نسبت به مصریان دلالت دارد .میان پوششهای بین النهرین و مصر شاید شباهتهای زیادی را بتوان یافت ، اما یکی از جالب ترین آنها ، در پوشش آیینی مذهبی آنان ملاحظه می شود . در مجموعه تصاویری که در این کتاب ارائه شده است ، تصاویری از لباس کاهنان مصری و افرادی دیده می شود که با پوست مشابهی صورت گرفته بود . وجود جانوران خال دار ، چون اسب خال دار در دوره ما گدالنی در فرانسه قطعی است این جانوران به دلایلی که شاید بر ما نامعلوم است ، مورد توجه انسان قرار داشت وانسان از هزاره چهارم ق.م – طبق شواهد به دست آمده از « ایدو » و « سیلک » - سعی داشته تا ظاهر خود را مانند آنان رنگ آمیزی یا خالکوبی کند

وی نه تنها بدن خود را بدان شکل آرایش می کرد بلکه  از پوست آن جانوران برای تهیه پوششها استفاده کرد که به هنگام مراسم آیینی می پوشیدند مانند تصویر نقاشی شده ای که از چاتان هویک به دست آمده  و متعلق به هزاره ششم پیش از میلاد است . همچنین ، نمونه هایی از لباسهایی با پوست خال دار در هیراکو نپولیس مصر یافت شده که قدمت آن  به 3500 ق.م می رسد در جزیی از این نقاشی دیواری ، انسانها ی چوب کبریتی  لباسی از پوستهای خال دار پوشیده اند . به نظر می رسد یکی از آنها پوستی را که از بدن جانور جدا شده است در دست دارد که چون شکل ، رنگ و خالهای روی آن مشابه همانی است که انسانهابر تن دارند ، احتمال می رود پوستی که بر تن آنهاست از همان نوع جانورتهیه شده باشد . دم این پوست شبیه به جانوران گربه سان به نظر می آید و بدین سبب شاید پوست پلنگ بوده است . بعلاوه در ادوار بعدی نیز از پوست پلنگ برای پوشش کاهنان استفاده شده ، لذا این فرض منطقی به نظر می رسد . پوست این جانور در بین النهرین نیز به عنوان بالا پوش و ردای رویی به کار می رفت چنان که در (تصویر 47-4 )بر تن یکی از خراج گزارن آشوری می توان مشاهده کرد . همچنین از پوست جانوران دیگری مانند ماهی و شیر در مراسم آیینی بین النهرین استفاده می شد- ردای ماهی و ماسک شیر .یکی از دلایل انتخاب این جانوران ، بومی یا منطقه ای بودن آنها بود . اما چرا به خصوص در مصر از پوست پلنگ در پوششها ی مذهبی و برای کاهنان استفاده می شد؟ شاید ریشه آن را باید در جای دیگری جستجو نمود و آن را حاصل تاثیر مناطق دیگری چون چا تان هویک و جارمو دانست . در چتل هویک منازلی کشف شد که سر دیسهای گاو درون آنها به چشم می خورد . با استناد به گفته های هلن گاردنر در کتاب هنر زمان ، وجود این گاو را نباید دلیل بر پرستش آنها دانست . در چاتال هویک تندیس های کوچکی به دست آمده که از آنها چنین استنباط می شود ، که « آن مردم گمان می کرده اند خدایشان ، مذکر و چه مونث ، شکل انسانی داشته و وقتی خدایان را درکنار جانوران نشان می دادند – خدایشان ، چه مذکر و چه مونث ، شکل انسانی داشته و وقتی خدایان را در کنار جانوران نشان می دادند – خدای مونث در کنار پلنگ و خدای مذکر در کنار گاو – جانوران همیشه فرمانبردار خدایان اند. » او همچنین می گوید: « بیشتر پیکره های مونث که اکثریت دارند ، ظاهراً تجسمی ازیک الهه مادرند ولی از دیده های متفاوت : جوان، پیر، در مراسم ازدواج ، در دوران بارداری ، زاییدن ، به عنوان فرمانروای جانوران وحشی» بنابراین ارتباطی مستقیم بین جنس مونث و پلنگ و نیز جنس مذکر و گاو ،از عصر نوسنگی ، برقرار بوده است .در (تصویر 48-4 )دو پلنگ در دو سوی خدای مونث مشاهده می شود .

پس از پایان عصر نوسنگی و خاموشی فرهنگ چاتال هویک ، آثار این فرهنگ به سوی دره بین النهرین منتقل شد . پس از برقراری ارتباط بین بین النهرین و مصر ، عقاید و آثار فرهنگی چاتال هویک تا مصر گسترش یافت و پوست پلنگ به عنوان پوششی آیینی مذهبی مورد استفاده قرار گرفت . اما شاید به دلیل سهولت تهیه پوست پلنگ درب مصر به نسبت بین النهرین ، این پوشش ، مورد استفاده کا هنان مصرقرار گرفت و در بین النهرین ، جای خود را به پوست جانوران بومی آن منطقه داد.در همسایگی مصر– نوبیا – از پوست جانوران خال دار برای پوشش نظامی استفاده می شد؛

با وجود تمامی نمونه های تصویری و نظریاتی که به عنوان سند در این تحقیق به بدانها رجوع شد ، قطعا اسناد و مدارک بی شماردیگری وجود دارد که بتواند اطلاعات جدید تری و روشن تری از چگونگی وضعیت پوشش در این دو تمدن باستانی در اختیار ما قرار دهد. اما شاد بسیاری از آنها هنوز زیر خروار ها غبار هزاران ساله تاریخ نهفته و منتظر دستان جستجو گر باستان شناسان ، حفاران و متخصصان باشد تا در طی زمان ، گنجینه تمدنی انسانی را کشف کرده و یافته های خود را به اطلاع جهانیان برسانند .چه بسیار نظراتی که امروزه اعتبار دارد و در سالیانی که فراخواهد رسید تغییر یافته و دگرگون می شود . اما آنچه مسلم است گسترش علم انسان فرداست با اندیشه های تازه ، فن آوری نو و پوشش هایی که همراه با امواج پر تلاطم هنر ، در آینده طراحی می شود تا انسان آینده باآن زندگی کند ، اعتبار و مقام یابد و به اوج رسد و در جامعه ، اندام خویش  را به پوششی بیآراید که شاید به عواملی غیر از اقتصاد ، فن آوری ، اشتغال ، اقلیم ، سیاست ، و مذهب و جهان نگری بستگی داشته باشد . پوششی که برا زنده انسانیت باشد و بس.    

 منابع و مآخذ                                                                                                                                                              

-         مصباح، آزیتا، پوشاک بین النهرین و مصر باستان، انتشارات توس فصل اول و فصل آخر کتاب تهران 1383

-        آدمیت ، فریدون ، تاریخ فکر ( از سومر تا یونان روم انتشارت روشنگران تهران 1375

-    آذرنوش ، آذرتاش ،  فرهنگ ایران در برخورد های دیگر مرکز مطالعات و هماهنگی فرهنگی شورای عالی فرهنگ و هنر ، تهران، 1354

-        ایونس ، ورونیکا . اساطیر مصر ترجمه باجلان فرخی انتشارت اساطیر تهران 1375

-        بهمنش ، احمد. تاریخ ملل آسیای غربی انتشارات دانشگاه تهران 1345

-        توین بی، آرنولد تاریخ تمدن : تحلیلی از تاریخ جهان از آغاز تا عصر حاضر ترجمه یعقوب آژند انتشارات مولی تهران 1362

-        رو ، ژرژ . بین النهرین باستان ترجمه عبد الرضا هوشنگ مهدوی شرکت سهامی نشر آبی تهران 1369

-        ژیران ، ف فرهنگ اساطیر آشور و بابل ترجمه ابولقاسم اسماعیل پور ، انتشارات فکر روز تهران 1375

-        کورفکین ، ف. پ ، تاریخ دنیای قدیم تعداد مجلات ؟ ترجمه م بید سرخی انتشارت شبگیر تهران 1353-54

-        گاردنر هلن هنر در گذر زمان ترجمه محمد تقی فرا مرزی موسسه انتشارت آگاه چاپ دوم تهران 1370

-        گریشمن ،رو من ایران از آغاز تا اسلام ترجمه محمد معین شرکت انتشارات چاپ پنجم تهران 1364

-        مجید زاده یوسف تاریخ و تمدن بین النهرین دو جلد مرکز دانشگاهی تهران تهران 1376

-        ویو، ژ ، فرهنگ اساطیر مصر ترجمه ابو القاسم اسماعیل پور انتشارات فکر روز تهران 1375

-        هارت ، جرج ، اسوره های مصری ترجمه عباس مخبر نشر مرکز تهران 1374

-        هردوت ، تاریخ هرودت تعداد مجلات ؟ تنظیم کلی یو ، ترجمه هادی هدایتی دانشگاه تهران تهران 1336