|
Madian/Archaeology
مقاله های باستان شناسی
| ||
|
با درود و سلام به خواننده عزیز
از همه خوانندگان عزیز که از مقاله های این تارنما استفاده می کنند حالا به صورت کپی برداری و یا در راستای تحقیقات پژوهشی خواهشمندم حتما با ذکر منبع و آدرس این تارنما به کپی برداری از این تارنما بپردازنددر ضمن از دوستانی که می خواهند از کلیه مطالب این تارنما استفاده نمایند می تواند به بخش بالای صفحه به بخش عناوین وبلاگ مراجعه و موضوع مورد نظر خود را انتخاب نمایند تا صفحه مورد با عنوان مورد نظر بازگردد پیشتر از شما سپاسگزارم [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 19:14 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
«زبان هایی که در ایران زمین از قدیم ترین روزگاران تا کنون متداول بوده است ، از نظر ویژگی های زبانی ، وجوه مشترکی دارند ، هر چند که از زبان هادر سرزمین های گوناگونی درایران کنونی ،یا خارج ازمرزهای فعلی آن معمول بوده اند یا هستند. این مجموعه زبان ها را اصطلاحاً گروه زبان های ایرانی می نامند که خود منشعب از زبانی فرضی به نام هندو ایرانی است که اصل زبان های اقوام هندی و ایرانی ، پیش از جدا شدن از یکدیگر و سکونت در هند و ایران ، بوده است . شاخه هند ایرانی نیز خود یکی از شاخه های زبان فرضی دیگری به نام هند و اروپایی است که مادر اغلب زبان های اقوامی است که در سرزمین های واقع در شبه قاره هند تا شمال اروپا به سر می برند یا به سر می برده اند.»(تفضلی ، 1376 : ص 11) زبانهای هندی و اروپائی شامل: آناتولیایی ، هندی و ایرانی ، یونانی ، ایتالیایی ، ارمنی، ژرمنی ، تخاری ، سلتی ، بالتی و اسلاوی ، آلبانیایی، شاخه زبانی هندی و ایرانی که مبحث سخن ما شاخه ایرانی و به تبع زبانهای وابسته به شاخه ایرانی است « در هزاره اول پیش از میلاد مسیح و افغانستان ، و در شمال در منطقه میان مجارستان و ترکستان چین رایج بوده است . قدیمی ترین گونه های شاخه ایرانی ، اوستایی و فارسی باستان است اما زبان و الفبای عیلامی « زبانی مستقل بوده که در عیلام (خوزستان امروزی ) رایج بوده است. آثار به دست آمده از آن به الفبای میخی ـ که از الفبای میخی سومری اقتباس شده بوده ـ نوشته شده است . آثار عیلامی از سه دوره است: 1. از میانه هزاره سوم پیش از میلاد مسیح 2. ازسده شانزدهم تا سده هشتم پیش از میلاد مسیح ؛ زبانی که در این آثار به کار رفته عیلامی باستان نامیده می شود. 3. ازدوره هخامنشیان، از سده ششم تا سده چهارم پیش از میلاد مسیح ؛ زبانی که دراین آثار به کار رفته عیلامی نو نامیده می شود غالب کتیبه ها ی پادشاهان هخامنشی ، از جمله کتیبه داریوش بر کوه بیستون ، به سه زبان فارسی باستان و اکدی و عیلامی ، نوشته شده اند. » ( ابوالقاسمی ، 1376: ص41) زبان و نوشتار تمدن ایلامی که به نسبت تمام زبان های که از سخن گفته شده کهن تر است می تواند برای ایرانیان کاربرد داشته است؟ و یانه این زبان به عنوان زبانی مستقل کاربرد داشته است و تمدن ایلامی به عنوان بخش مستقل از سرزمین ایران دارای زبانی مستقل گفتاری بوده است که در نوع نوشتار ساختاری اقتباس یافته با نوشتار تمدن سومری و یا تمدن مشابه بوده است ؟ چرا امروزه ما نسبت به این زبان شناخت دقیقی نداریم چرا اساساً در بین باستان شناسان هنوز اتفاق رای در خصوص مبدأ تاریخ ایران وجود ندارد آیا جدای از این است که تمدن و فرهنگ ایلام بخش جدای ناپذیر فرهنگ ایران زمین است . پس چراهنوز آنگونه که شایسته و بایسته این تمدن است ما آن را نمی شناسیم؟ وفاق قولی و اتحاد گفتاری چه زمان در بین باستان شناسان و مورخان پیش خواهد آمد که تاریخ ایران زمین را به زبان و نوشتار تمدن ایلام بسنجد وآن را آغاز گر فرهنگ بزرگ ایران زمین برمی شمارند «از نظر تاریخی،زبان های ایرانی را به سه دسته عمده تقسیم می کنند: زبان های دوره باستان زبان های دوره میانه زبان های دوره نو. از دوره باستان آثار مکتوب دو زبان بر جای مانده است : یکی زبان اوستایی که در سرزمینی از نواحی شرق ایران بدان سخن می گفته اند و قدیم ترین آثار آن احتمالاًمتعلق به زمانی میان قرن هشتم تا دهم قبل از میلاد است و دیگری زبان فارسی باستان که زبان ناحیه فارس بوده و کتیبه های شاهان هخامنشی بدان نوشته شده و قدیم ترین آن ها از قرن پنجم ق.م و متاخرترین آن ها از قرن سوم ق.م است . از زبان های دیگر این دوران ،یعنی مادی و سکایی، تنها اطلاعات اندکی در دست است . زبان های دوره میانه در فاصله ای میان حدود 300 ق.م تا حدود 700.م است . اگر چه برای سهولت تقسیم بندی آغاز اسلام را پایان دوره میانه و آغاز دوره نو می دانند اما لازم به تذکر است که تا چند قرن پس از ظهور اسلام به بعضی از زبان های این دوره آثاری تالیف می شده است و بعضی از آن ها تا آن زمان زبان های رایجی بوده اند . زبان های این دوره را به دو گروه زبان های ایرانی میانه غربی و ایرانی میانه شرقی تقسیم می کنند . از گروه زبان های ایرانی میانه غربی از دو زبان آثار عمده ای در دست است : زبان پارتی (یا پهلوانیک یا پهلوی اشکانی) و فارسی میانه یا پهلوی . زبان پارتی زبان رایج دوره اشکانیان ( از حدود 250 ق.م تا حدود 224.م )بوده که تا اوایل دوره ساسانی نیز بدان آثاری تالیف می شده است . این زبان در شمال و شمال شرقی ایران متداول بوده است . زبان فارسی میانه یا پهلوی زبان جنوب و جنوب غربی ایران بوده و زبان رسمی دوران ساسانی به شمار می رفته است . از آنجا که این زبان اساساً به ایالت فارس تعلق داشته است و نیز به علت این که از نظر ساختمان زبانی در مرحله ای میان فارسی باستان و فارسی نو ( = دری ) قرار دارد ، محققان جدید آن را « فارسی میانه» نامیده اند. در آثار بازمانده از این امروز دانشمندان اصطلاح « پهلوی » را غالباً برای آثار فارسی میانه زردشتی به خط پهلوی و« فارسی میانه » رابرای آثار مانوی به این زبان و به خط خاص مانویان به کار می برند. دوره نو زبان های ایرانی شامل زبان فارسی و لهجه ها و زبان های ایرانی فراوانی است که در ایران و خارج از ایران رایج بوده و از میان رفته اند یا آن هایی که هم اکنون بدان سخن می گویند.»(تفضلی،1376:ص12) آنچه درخصوص زبان های ایران زمین بیان شد مختصری از زبان ها و گفتاری است که نیاکان ما به آن سخن می گفتند وگفتار نیک را به این معنا در ساختار خود معنای می بخشدند اما آیا امروز ما رهروان راستین نیاکانمان هستیم ؟ و در نهایت کهن ترین زبان و الفبای ایران باستان کدام است؟ [ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 12:2 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
مهران معتمدی دانشجوی ارشد باستان شنا سی امیر بهرامی کارشناس باستان شناسیچکیده محوطه گاوچال یکی از نقاط زیستگاهی کوچرو شهرستان سنقر کلیایی است. که از دیدگاه باستان شناسی و انسان شناسی به عنوان یک زیستگاه فصلی می تواند دارای اهمیت باشد. که به دلیل قرار گیری آن در میان کوههای دالاخانی و مسیر فراخ کوهستانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.وتنها به عنوان یک جایگاه زیستی و چراگاهی امروزه موردتوجه عشایر و کوچروان محلی قرار گرفته است.از این رو در این جستار به بررسی وکنکاش از دیدگاه منظر ظاهری و ساختار طبیعی و انسانی امروزه، و ارتباط آن با گذشته دیرینه آن با توجه شواهد ارزشمند زیستی و انسانی پرداخته شده است . و از این محوطه به عنوان یکی دیگر از محوطه های استقرارگاهی در صورت شناسایی و بررسی برای نخستین بار معرفی شده است. که از صورت استقراگاههای اولیه کوچرو در محوطه گاوچال گسترش یافته ودر روستا های پیرامون دالاخانی به صورت یکجانشینی صورتهای استقرارگاهی خود را حفظ کرده است. و می تواند به عنوان یک مکان خاص دارای این اهمیت ، در صورتهای گردشگری دارای تعریف و امروزه محلی مناسب برای توریسم طبیعی و زیستی و باستانی باشد.که درادامه به آن می پردازیم. کلید واژگان: دالاخانی ، گاوچال ، استقرارگاه فصلی ، کوچروی ، یکجانشینی،
ادامه مطلب [ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 18:17 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
با دورد به خوانندگان عزیز چندی پیش یکی از دوستان عزیز و گرانقدر جناب آقای فرهمند برای من نظری در خصوص مقاله ای با عنوان ( فره ، اين نيروي جادويي و آسماني) که من چندی پیش ارائه کرده بودم دربین نظرات گذاشته بودند که من واقعا از نظر ایشان و دقت نظر ایشان لذت بردم و بر خود لازم دانستم که اشتباهی که از طرف من صورت گرفته بودم رو به این طریق تصحیح کنم آقای فرهمند از من انتقاد کرده بودند فره هیچ ربطی به اهورامزدا ندارد ومن به اشتباه در بخش اول ارائه مقاله عنوان کرده بودم فره یا همان اهورامزدا که ایشان درست فرمودند این دو هر کدام مقوله ای جدا از هم هستند و در مسیر تحقیق می باید هر کدام جداگانه بررسی بشوند و نمی تواند این دو مقوله با هم ارتباطی داشته باشد و من بانظر ایشان هم سو هم نظر هستم و اگر از خوانند گان این جستار و نوشتار کسی نظری داره که در این زمینه کمک کننده باشد من خوشحال خواهم شد که با نظر شماآشنا بشم در ضمن آقای فرهمند در راستای گفته خودشون برای من مطلبی رو در خصوص فر و فره گذاشتند که بسیار جالب و خواندنی است و دریغ دونستم اگر برای شمااین مطلب رو نگذارم که شما هم استفاده کنید در ضمن پیش از ارائه مطلب آقای فرهمند از همه خوانندگان عزیز پوزش می خوام اگر مقوله فرو اهورامزدا را در یک راستا دونستم شاد باشید سلام مهران عزيز،
آنچه
امروزه "فر" يا "فره" شناخته ميشود و نشان پيروزي يا نشان برگزيدگي از
جانب خداوند است و سمبلي است كه نشان ميدهد شخص از جانب ايزد تاييد شده و
در راه راست قرار دارد در زبان پهلوي به صورت xwarrah (بخوانيد Khvarrah) است كه نشان خاص خداونديست. در پهلوي Xwar (بخوانيد Khvar) به معني خورشيد است و خور و هور و خرابات از آن ريشه اند. و پادشاهان كه مدعي دريافت مقام شاهي از ايزد را داشتند خود را در جايگاه خورشيد مينشاندند. اين لغت در اوستا بصورت xvarənah آمده كه به
Glory به معني شكوه و جلال ترجمه شده (براي مثال اين لينك را ببينيد). جالب اينكه مرجع معتبر Pokorny آن را مربوط به sā́u̯el-, sāu̯ol-, suu̯él-, su̯el-, sūl- :: Sol, sun
ميداند كه خورشيد به زبان لاتين از آن استخراج ميشود. از اينجا ارتباط
جالبي حاصل شده: شائول، سائول و سُل داراي ريشه سامي شمالغربي هستند نه
هندو و سانسكريت! بدين جهت در ريشه يابي فره پلي ايجاد ميشود كه ايران را
به بين النهرين و از آنجا به مصر مرتبط ميكند و لذا خداي Verethragna (ورثرغنه از امشاسپندان اوستا) كه فريدون (فره.ايدون) نماينده اوست ناگهان وارث خدايان مصري ميشود. به هور در بالا
كنيد. در واقع هور كه به سور يا فره تبديل شده خداي بسيار قديمي پيش از آغاز سلسلههاي فراعنه مصر است بنام Horus كه
به جرات ميتوان گفت خداي بزرگ مصر است كه از پيش از پيدايش تمدن دره نيل
تا بعد از ميلاد مسيح به مدت هزاران سال عبادت ميشد و بعدها به رع/را RA خداي خورشيد تبديل شد (يونانيها بصورت Horus تلفظ ميكردند در واقع نام اصلي هور يا همان هور، فر يا Xwar است). كسي كه Wejat يا چشم هور (چشم خدا) بر او نظر كند صاحب فره است و چنين كسي فرهون/فرعون ناميده ميشود.
دانيال فرهمند ماكويي
[ دوشنبه سی ام آبان 1390 ] [ 12:15 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
فره ، اين نيروي جادويي و آسماني
به نظر شما فره ايزدي داراي چه ريشه فلسفي و اعتقادي و تاريخي است واز كجا سرمنشاء گرفته است آيا ريشه بين النهريني ويا مادي و يا ايلامي دارد اساس ترسيم فره ايزدي به چه زماني باز مي گردد؟ آيا مختص فرهنگ خاصي است و يا داراي آميختگي فرهنگي است ؟ اينها همه سوالاتي است كه امروزه در خصوص فره ايزدي پرسيده مي شود اگر ريشه ايراني دارد پس به چه زمان باز مي گردد آيا اين نكته كه هر كدام از اجزاي فره ايزدي داراي نمادي از كردار نيك و گفتار نيك و پندار نيك است مي تواند درست باشد يا زائيده تخيل مورخين است در حوزه باستان شناسي و فرهنگ زبان هاي باستان من كمتر ايران شناسي را ديدم كه به قاطعيت از اين موضوع سخن بگويد از اين رو به دنبال گفته ها و شنيده ها جوياي نظريات مختلف بودم كه با مقاله اي از استاد يگانه ژاله آموزگار دست يافتم و به آنچه كه مي خواستم رسيدم. اين استاد فرزانه فرهنگ و زبان ايران باستان در روز 29 آبان ماه 1374 در يك سخنراني در موزه فرش ايران به اين مقوله پراخته اند كه بسيار جالب و خواندني است. كه در ادامه مطلب اصل اين سخنراني ارائه شده است با هم مي خوانيم. ادامه مطلب [ چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 ] [ 17:34 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
[ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ] [ 18:26 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
[ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ] [ 18:22 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
مقاله آجرکاری در سردر سراهای شهر همدان(از دوره سلجوقیان تا دوره قاجاریه )
ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ] [ 18:15 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
[ جمعه نوزدهم فروردین 1390 ] [ 11:24 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
[ یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 ] [ 12:5 ] [ مهران , ادامه مطلب ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||